السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

639

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

آن بندهء تو فردى مؤمن بود كه يك چشم بر هم زدن به تو كفر نورزيده بود ، امّا جسد او به آن حال در آمده بود و اين يكى بندهء كافريست كه يك چشم بر هم زدن به تو ايمان نياورده و آن وقت او را با اين عزّت و احترام ميرانده‌اى ؟ خداوند عزّ و جلّ فرمود : همانطور كه گفتى من حاكم عادل هستم و ستم نمىكنم ، آن بندهء مؤمن من در نزد من بدى و گناهى داشت به عقوبت آن گناه او را به آن صورت ميراندم تا با من در حالى ملاقات كند كه هيچ گناهى در نامهء عملش نباشد و اين بندهء كافر من ، عمل خيرى در نزد من داشت ، من او را به اين صورت ميراندم تا در حالى مرا ملاقات كند كه هيچ حقّى در نزد من نداشته باشد . ( الكافى ) از امام رضا ( ع ) نقل مىكند : خداوند تعالى به پيامبر وحى نمود ، وقتى اطاعت مرا انجام دهند من راضى مىشوم ، و وقتى راضى شوم بركت مىدهم و بركت من بىنهايت است و وقتى معصيت مرا انجام دهند غضب مىكنم و وقتى غضب نمايم ، لعنت خود را شامل ايشان مىگردانم و رحمت خود را باز مىدارم و لعنت من تا فرزندزادگانشان نيز خواهد رسيد و امتداد خواهد داشت . در همان كتاب از امام صادق ( ع ) نقل شده : پيامبرى از ضعف و سستى به خداى عزّ و جلّ شكايت نمود ، به او وحى شد : گوشت را با شير بپزد كه اين دو باعث تقويت جسم مىشوند ، و نيز فرمود : پيامبرى از ضعف و كمبود نيروى جنسى به پروردگار شكايت كرد ، پس خداوند او را به خوردن حليم فرمان داد . و يكى از پيامبران از قساوت قلب و خشكى چشم به خداوند شكايت نمود ، خداوند او را به خوردن عدس فرمان داد كه باعث رقّت قلب و زيادى اشك چشم مىشود و پيامبرى نيز از غم و اندوه شكايت نمود و خداوند او را به خوردن انگور سفارش نمود و پيامبرى از كمبود فرزند به درگاه الهى گلايه نمود ، خداوند او را به خوردن گوشت و تخم مرغ فرمان داد . خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نفرمود جز آنكه از او عطر و رايحهء نيكوى ميوهء گلابى بر مىخواست و عطر از سنّت‌هاى نيكوى انبياء عليهم السلام است . ( الامالى ) از ابن نباته نقل مىكند : امير المؤمنين ( ع ) فرمود : قبل از اينكه مرا از دست بدهيد هر چه مىخواهيد از من سؤال كنيد ، اشعث بن قيس برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ، چگونه از مجوس جزيه گرفته مىشود ، با اينكه پيامبرى بر آنها مبعوث